السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

78

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

رو به رو مىشدند ، جسارت بيشترى در جعل حديث داشتند . « 1 » ابن عون هم گفت : وارد مسجد بصره شدم و جز حلقهء مسلم بن يسار كه فقه مىگفت ، بقيهء مسجد در اختيار قصه‌گويان بود . « 2 » عطاء بن ابى رباح پنج قصه‌گو را دعوت كرد و گفت : در مسجد الحرام قصّه بگوييد . راوى گفت : او كنار يك ستون نشسته بود . نفر پنجم عمر بن ذر بود . « 3 » نفوذ و رخنهء قصّه‌گويان در عقل مردم روشن‌تر از روز است و بسيارى از حالات و قضاياى پيش آمده براى برخى از معروفين كه روش قصه‌گويان را مردود مىدانستند و به چشم حقارت و ترديد به آن‌ها مىنگريستند ، اين مطلب را توضيح مىدهد . زيرا همين افراد جذب گفته‌هاى آنان مىشدند و با اين كه مىدانستند احاديثشان ساختگى و دروغ است ، در برابر قصّه‌هاى آنان عقل و هوش خود را از دست مىدادند . شگفت‌انگيز است كه مادر ابو حنيفه فتواى فرزندش را نمىپذيرفت ، امّا گفته‌هاى قصه‌گويى به نام زرعه را مىپسنديد . « 4 » يكى از بزرگان معروف ، در استدلال خود به گفته‌هاى يكى از قصّه‌گويان مسلمان‌شدهء اهل كتاب يعنى : تميم دارى احتجاج مىكرد . « 5 » هنگامى كه شعبى در سرزمين شام خواست ترهات يكى از قصه‌گويان را تكذيب نمايد ، مردم ريختند و او را كتك مفصّلى زدند و تا حرف‌هاى قصه‌گو را نپذيرفت ، رهايش نكردند . « 6 »

--> ( 1 ) . المجروحون ، 2 / 30 . ( 2 ) . القصّاص و المذكّرين ، 16 . ( 3 ) . همان ، 22 . ( 4 ) . همان ، 90 ؛ تاريخ بغداد ، 3 / 366 . ( 5 ) . عيون الاخبار ، 1 / 297 . ( 6 ) . السنة قبل التدوين ، 211 .